09-3-2-15- پژوهش هرمنوتيک
ریال155,000
مقاله تا اطلاع ثانوی بصورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار میگیرد. لطفا کد تخفیف 9cN5RL68 را برای دریافت رایگان مقاله وارد کنید.
پژوهش هرمنوتیک
نویسنده: دکتر یحیی قائدی
تاریخ دریافت: 1399/11/4 تاریخ پذیرش و انتشار: 1400/5/23
هرمنوتیک چون “به فهم در آوردن امری نامفهوم”(پالمر[1]، 1988) در معنای امروزی” نظریهای است درباره فهم و دریافت علمی افکار انسانی” ( بانکی ، روته[2] 1378). کاربرد هرمنوتیک از فلسفه و علوم اجتماعی گذر کرده و به آموزش و پرورش و زیرشاخههای آن بهویژه برنامه درسی رسیده است. فهم اینکه مطالعات برنامه درسی چگونه از پژوهش هرمنوتیک استفاده کرده است، مستلزم وارسی رویکردهای گوناگون به هرمنوتیک است. در این مدخل سه رویکرد روششناختی، هستیشناسی و ترکیبی با نگریستن به دورههای تاریخی پیشامدرن، مدرن و پسامدرن در نظر آورده شده است. در این سه دوره میتوان کشاکشهایی بین سه سوگیری در هنرموتیک را دید: سوگیری روششناختی، هستیشناختی و ترکیبی.
در دوران پیشامدرن هرمنوتیک با “افلاطون و ارسطو آغاز میشود و با کار کسانی چون رواقیان، فیلون اسکندرانی[3]، اوریگنس[4]، کتاب هنر نقد ایلیریکس[5] در 1567، آگوستین، آکویناس، نوشتن کتاب علم نو توسط ویکو[6]، و سرانجام اسپینوزا و لوتر ادامه پیدا میکند” ( با تلخیص رمبرگ و گسدال 1393). در دوران پیشامدرن گرچه کشاکشهایی وجود دارد اما از جنس روششناختی یا هستیشناختی نیستند. ایدههای طرح شده هیچکدام منجر به پرداخت نظریهای در باره هرمنوتیک یا پدید آوردن روشی برای آن نمیشود.
هرمنوتیک در دوران مدرن با تکیه بر سوگیری شناختشناسانه و روششناختی با کار یوهان فردریش کلادینوس[7] در کتاب گفتار و نوشتار معقول آغاز میشود و وامدار فریدریش شلایر ماخر[8] و ویلهلم دیلتای[9] است. هرمنوتیک چون نظریهای فراگیر برای تاویل و فهم زبانی که در متون غیرمذهبی نیز کاربرد داشته باشد، معنایی است که شلایر ماخر (1395) به آن میدهد. دیلتای (1989)، هرمنوتیک را بهمثابهی مبنای روششناختی علوم انسانی میدانست. گرچه پژوهش در زمینه تربیت و برنامه درسی به شیوه هرمنوتیکی با تکیه بر ادعای دیلتای صورت میگیرد اما پژوهشگران برنامه درسی لازم است به پژوهشگرانی که در دوران مدرن کمککار رشد هرمنوتیک روششناختی بودهاند نیز توجه داشته باشند. کسانی چون “فردریش مایر[10]، آست[11]، ولف[12]، درویزن[13] و رانکه[14] ( به نقل از رمبرگ و گسدال1393) و” دوسوسور[15] ، هومبولت[16] و کریستوا[17]” ( به نقل از اسمیت1388).
هرمنوتیک پسامدرن با چرخش به سوی هرمنوتیک هستیشناسانه با کار کسانی چون مارتین هایدگر[18]( در هستی و زمان[19]1962 ) و هانس گئورگ گادامر[20]( در حقیقت و روش[21]1994 ) آغاز میشود و با ریچارد رورتی[22]( در فلسفه و آینه طبیعت[23]1979 ) ادامه پیدا میکند. گادامر و پیروان او برجستهترین کسانی هستند که هرمنوتیک را بهعنوان یک روش نپذیرفتند.
به باور گادامر، نه تنها فهم روش جایگزینی برای تبیین در علوم طبیعی (یا در علوم اجتماعی تا جایی که متمایل به مدلهای تبیین علمی هستند) به شمار نمیآید، بلکه گذشته از این، هرمنوتیک حتی آنگونه که دیلتای باور داشت نظریهای در زمینه روش نیست. هایدگر، بهجای معنای روششناسی یا معرفتشناسی، معنای وجودی به هرمنوتیک میدهد. بر این اساس، هرمنوتیک به معنی پدیدارشناسی[24] وجود یا فهم وجودی است. گادامر که به گونهای راه هایدگر را ادامه داد، بر کیفیت و چگونگی امکان فهم در هرمنوتیک تاکید کرد. آنچه برای گادامر در هرمنوتیک اهمیت داشت این بود که فهم چگونه ممکن میشود؟ در ورای خواست و کار ما چه رخ میدهد و عوامل موثر در تحقق این واقعه چیست؟ رورتی دیدگاه گفتگویی، ضد روششناختی و غیر بازنمودباورانه[25] خود را نسبت به فلسفه بعد از شناختشناسی بیان میکند. “او بر این باور است که گفتگوی فلسفی نباید در پی قیاسپذیری باشد بلکه باید هرمنوتیکی باشد. رورتی با تاکید بر این اصطلاح خواهان برگرفتن توصیف گادامر از فهم به صورت درهم تنیدن دیدگاهها است. رخدادی که سوژه در آن دچار تغییر میشود نه فرایندی که سوژه آن را تحت نظارت روششناختی خود دارد” (رورتی،1979). به علاوه بهرهگیری مک داول[26](1994) در کتاب ذهن و جهان [27] وامدار استفاده رورتی از آرای گادامر در روایت خودش از عملباوری است. گرچه بهرهگیری مک داول از هرمنوتیک تا حدی خوانش آشتیجویانهای از گذشته است و بیشتر با گادامر همراه است تا با رورتی. کوششهای هستیشناسانه در هرمنوتیک با نقد کسانی چون املیو بتی[28](1962 ترجمه وینکس[29] 2021) ، هرش[30] (1967)، هابرماس (1979) و حتی دریدا (1981 به نقل از پالمر و میشلفلدر[31] 1989) روبرو میشود. این کشاکش ها گرچه هنوز بهطور موازی به پیش میروند ولی سبب نشد که ریکور دیدگاهی متفاوت ارایه ندهد.
فیلسوفی چون ریکور[32](1974 ،1984) چیزی شبیه راه سوم را در هرمنوتیک پیشنهاد میکند. راهی غیر از گرایش تماما شناختی در هرمنوتیک ازیکسو و پرسشگری هستیشناختی گادامر درباره تمایز بین واقعبودگی و اعتبار در تفسیر ازسویدیگر. به کار هرمنوتیکی او نامهای گوناگونی داده شده است: فرهنگی، انسانشناختی و ترکیبی. هرمنوتیک در معنای ریکوری عبارت از نظریهای است که قواعد حاکم بر تفسیر متنی ویژه یا مجموعهای از نشانها چون متن را بررسی میکند. در این راه هرمنوتیک هم منجر به فهم نو و وجودی مفسر از خودش می شود و هم تا حدی میتوان معنای مستقل متن را کشف نمود.
ریکور (1974) بر آن بود که هیچ شکاف پرنشدنییی بین هرمنوتیک روششناختی و نیز انتقادی و هرمنوتیک هستیشناختی وجود ندارد. اگرچه تفاوتهای میان این دو واقعی است. او راه سومی را پیشنهاد میکند که هدفش یکپارچه کردن پذیرفتنیترین جنبههای این دو است. او با آپل (1963) و هابرماس (1979) همراه است که کنش هرمنوتیکی همواره باید با اندیشهورزی نقادانه همراه باشد اما گمان نمیکند که این امر مستلزم پشت سر گذاشتن میدان سنت و متون تاریخی است. ریکور تاکید میکند بر اینکه چگونه متن خود میتواند فضایی از امکانهای وجودی و سیاسی بگشاید. این قدرت پویا و زایای متن، تصور واقعیت به صورت شبکه ثابت و انعطافناپذیری از الگوهای موثق تفسیر را سست میکند.
بسترها و شرایط لازم پژوهش
هرمنوتیک چون مطالعه فهم متنها و در نظر آوردن متن فراتر از متون نوشته شده و “گسترش آن به همه رفتارهای آدمی (حسینی نسب و بدری1386) و نیز در نظر آوردن این نکته که “پژوهش هرمنوتیک با پژوهشهای تحلیلی و تجربی متفاوت است” (بانکی و روته1387)، مورد اقبال فراوانی از سوی پژوهشگران تربیتی و برنامه درسی قرار گرفته است. برای بهکارگیری هرمنوتیک در پژوهشهای تربیتی و برنامه درسی باید چند ملاحظه را در نظر آورد.
- یکپارچه نبودن رویکردهای هرمنوتیک و در نظر آوردن اصلهای ویژه هر رویکرد افزون بر اصلهای کلی هرمنوتیکی. بانکی و روته (1387) به برخی از آنها چنین اشاره میکنند: کلیدی بودن واژه فهم و فهمیدن، در نطر آوردن تفاوت انسان با سایر چیزها، تفاوت تجربه آدمی با مفهوم تجربه در علوم طبیعی، در نظر آوردن وقایع زندگی آدمی چون نظام پیچیدهای از روابط متقابل. شلایر ماخر (1395) به روانی اجتماعی بودن و در نظر آوردن کلیت و جامعیت پدیدههای مورد بررسی اشاره میکند.
- افزون بر این اصلهای کلی حاکم بر پژوهش هرمنوتیک میتوان به برخی اصلهای حاکم بر پژوهشهای هرمنوتیکی تربیت و برنامه درسی نیز اشاره کرد: توجه به مناسبات سیاسی در بررسی واقعیتهای تربیتی (روته 1975 به نقل از فریره 1971)، امکان استفاده از هرمنوتیک در نظر و عمل تربیتی (ادمان و کردمان(1994)، باقری و یزدانی(1381) به ضد بنیادگرا بودن معرفتشناسی هرمنوتیک اشاره میکنند. و سرانجام در تفسیر باید از عقلانیت و گفتگو و استدلال بهره گرفت ( گادامر ،1994 ).
- پژوهشگر برنامه درسی برای درک اصلها و بسترهای بهکارگیری هر رویکرد هرمنوتیک لازم است سرشاخههای هر بخش را بشناسد و آثار آنها را مطالعه کند و نمونههایی از نحوه استفاده هرمنوتیک در تربیت و برنامه درسی در آنها را بررسی نماید. در عین شباهتها و اشتراکهایی بین رویکردها، تمایزهایی وجود دارند که جدی هستند و باید به آنها توجه نمود.
طرح پژوهش (پرسشها، روش ابزار جمعآوری اطلاعات و ارزشیابی)
گرچه ممکن است مساله، پرسشها و هدفها بر بنیاد رویکردهای سهگانه هرمنوتیکی تفاوتهایی با یکدیگر داشته باشند اما پژوهش هرمنوتیکی بهطور کلی همانند سایر پژوهشها با مساله آغاز میشود و بر بنیاد آن مساله پرسشهایی پدیدار میشود و هدف پژوهش هرمنوتیکی پاسخ دادن به آن پرسشهاست. “در فضای تعلیم و تربیتی، تصوارت هرمنوتیک چالشهایی را برای پژوهش ایجاد میکند که در آن منظور ما از واژگانی چون برنامه درسی، پژوهش و آموزش چیست” (اسمیت، 1388).
ازاینرو مساله در پژوهش هرمنوتیک اختلافنظر بر سر فهمهای گوناگون و چهبسا روبروی هم درباره مفهوم برنامه درسی بهطور کلی و عنصرهای آن بهطور ویژه است و این اختلافنظر سبب پدیدآمدن پرسشهای گوناگون میشود که میتوان به شیوه هرمنوتیکی به بررسی آنها پرداخت:
بر بنیاد سه رویکرد هرمنوتیکی سه پرسش اساسی هرمنوتیکی در پژوهشهای تربیتی عبارند از: 1. آیا هرمنوتیک میتواند روشی دقیق، نظاممند و معتبر برای پژوهشهای تربیتی و برنامه درسی باشد؟ ( رویکرد روششناختی)2 . فهم چیست و چگونه رخ میدهد؟ هرمنوتیک چگونه میتواند فهم وجودی انسان از خودش و جهان پیرامونش را گسترش دهد؟ ( رویکرد هستیشناختی)3 . چگونه میتوان هرمنوتیک را بهگونهای بهکار گرفت که هم روشمند و معتبر باشد و هم معنای وجودی بدهد؟ (رویکرد ریکور). افزون بر آن برخی صاحبنظران بر آن باورند پرسشهای هرمنوتیکی باید واقعی باشند (گادامر به نقل از چناری 1387) . درک ما را از تئوریها و متون برنامه درسی هدایت کنند (رینولدز 1989). ادمان و کردمان (1994) پرسشهای دیگری مطرح میکنند: اعمال مدیریتی خاص، چگونه باید فهمیده شوند؟ معانی پنهان آنها کدامند؟ چگونه ممکن است پدیدهای همچون برنامهی زمانی (جدول زمانبندی درسها) یا جداسازی یادگیری در فضاهای ذهنی مختلف (برنامه درسی موضوعات مجزا) را در زمینهی فرهنگی و تاریخی وسیعتری تفسیر نمود؟- بهوسیلهی کدام استراتژی تربیتی و تدریس، امکان نوسازی فرهنگی پدید میآید. پژوهشگر هرمنوتیک وقتی از دیدگاه هرمنوتیکی به پژوهش درباره تدریس میپردازد با پرسشهای زیر مواجه میشود: آیا معلم فعالیتهای خود را بر اساس نظریههای انتزاعی که آموخته است، به پیش میبرد؟ آیا معلم در در متن واقعی کلاس درس حضور دارد و دشواریهای تدریس را در نتیجه لمس و زیستن در موقعیت کلاس میفهمد؟ معلم چه نظری درباره دانشآموزان دارد؟ آیا معلم دانشآموزان را فرصتطلبهایی میداند که میکوشند کلاس را به هم بریزند؟ آیا معلم با دانشآموزان همدلی دارد؟ (باقری و یزدانی1381).
در رویکرد روششناختی سه گام برای برای پژوهش هرمنوتیکی در نطر گرفته شده است: “پیشفهم، فهمیدن و تفسیر( ادمان[33] و کردمان 1994) مراد از پیشفهم درک نخستین ما از پدیدهای است که آن را خوانده، شنیده و یا با آن مواجه شدهایم، چون رفتار نامناسب یک دانشآموز. مراد از فهمیدن در گام دوم بررسی همانندیها و ناهمانندیها، ایستادن در نزدیکی یا زیر برخی چیزها (اموری که قرار است فهمیده یا تفسیر شوند) و پدید آوردن نوعی حس آشنایی و تداعی است. بهکارگیری پیشفهم و فهم در یک دور هرمنوتیکی در این گام رخ میدهد. در این فرایند فهم پیشین و فهم تاملی به صورت دیالکتیکی یکدیگر را اصلاح میکنند. در گام سوم تفسیر صورت میگیرد و بر بنیاد مطالعات پیشین و شواهد و دلایل پژوهشگر تفسیری از پدیده مورد پژوهش بهدست میدهد.
در رویکرد هستیشناختی گامهای مشخص پیگیری نمیشود زیرا گادامر (1994) بر آن است هرمنوتیک را نباید چون روش در نظر آورد. اما او بر این باور نیست که “کار او هیج چارچوبی ندارد و فاقد هرگونه عینیتی است” (رمبرگ و گسدال 1393). داستل (به نقل از باقری و همکاران 1389) بر این باور است که در هرمنوتیک هستیشناختی برتری معرفتشناسی و اولویت عینیتگرایی رد میشود و پذیرفته میشود که دو زمان گذشته و آینده بر حال مشتمل است و انسانها در زیستجهاناند و در افق ویژهای قرار دارند. گرچه هرمنوتیک هستیشناختی در هدف با هرمنوتیک روششناختی تفاوت میکند. پژوهشهای زیادی درباره کاربرد هرمنوتیک گادامر و تربیت صورت گرفته است (سجادی و جولایی نژاد 1378، کردمان(1998[34])، اما اتفاق نظری بر روی چگونگی بهکارگیری آن در تربیت و برنامه درسی وجود ندارد. گامهای کنش هرمنوتیکی گادامر را با کمی آسانگیری میتوان چنین برشمرد: “تعیین پیشفهم، حضور در افق فکری شاگردان، تایید یا اصلاح پیشفهم، تفسیر و امتزاج افقها” (باقری و یزدانی 1381). به باور گادامر (1994) رسیدن به درهمتنیدگی یا نزدیکی دیدگاهها مستلزم آن است که با متن به گونهای زایا درگیر شویم. اما این چیزی نیست که بتوان با مسلط شدن بر آموزه، روش یا نظریه ویژهای آموخت. معنای متن چیزی نیست که یک بار برای همیشه به دست آید، بلکه در میان کنش گفتگویی ِ پیچیده میان گذشته و حال وجود دارد. شناختن سنت و شناختن خودمان هر دو فرایندهایی پایانناپذیرند؛ کارهایی هستند بدون پایان مشخص.
در رویکرد ترکیبی ریکور (1974،1984 1991 و 1981) گامهای زیر را میتوان شناسایی کرد:
گام نخست تفاوت نهادن میان زبان چون چیزی بدون زمان و مکان و گفتار یا گفتمان[35]که زبان را به کنش در میآورد. این کار گونهای تبیین است که وابستگی کاملی به ساختار زبان دارد و چیزی ثابت در نظر آورده میشود و بهگونهای، تحلیل کارکرد جزءها در میان کل است. گام دوم تفاوت نهادن میان گفتمان نوشتاری و گفتاری است. توجه به معنای واژهها در سیر گفتار به نوشتار اهمیت دارد. این کار همان فهم است در جایی که تفسیرکننده تلاش میکند به نیت پدیدآورنده از متن پی ببرد. مراد از پدیدآورنده، پدیدآورنده ضمنی است نه آنکه متن را به صورت حقیقی پدید آورده است. گام سوم توجه کردن به لایههای معنایی گفتمان که دربردارنده پدیدآورنده ضمنی، جهان متن و و نیت متن است که بهجای پدیدآورنده حقیقی نشانده میشوند. در این گام فهمهای حاصل از قوس هرمنوتیکی یکپارچه میشوند بدینگونه که تفسیرکننده نخست از یک پیشفهم یا پیشداوری آغاز میکند، سپس به تبیین معنای متن بر بنیاد تحلیل ساختار زبانی میپردازد. گام چهارم طی کردن گامهای قوس هرمنوتیکی که در بردارنده فهم بیانی است و با نیت پدیدآورنده ارتباط ندارد. سپس کشف نیت پدیدآورنده ضمنی است که بر بنیاد وارسی آثار غیرزبانی در متن صورت میگیرد و سرانجام بررسی شاکله درونی مفسر است. در اینجا تفسیرکننده بهگونهای از فهمیدن دست پیدا میکند که نو است هم برای خودش و هم برای متن. یعنی متن نیز معنای جدیدی یافته است.
پرسش از عینت و اعتبار در علوم انسانی و تربیتی حتی پیش از دیلتای نیز وجود داشت. ویکو (1984) پرسشاش این بود که چگونه میتوان از لحاظ فلسفی توجیه و توضیحی برای گونه خاصی از عینیت در خصوص مطالعه انسان بهدست داد. پس از او درویزن ( 1977به نقل از رمبرگ و گسدال 1393 ) و سپس رانکه ( 1973 ) در پی چنین پرسشی بودند و سرانجام دیلتای ( 1989 ) به منظور بنا نهادن روشی دقیق برای علوم انسانی آن را مطرح کرد. البته زمینههای پرسش آنها از عینیت و اعتبار تفاوت میکند. حتی هنگامیکه چرخش هستیشناختی با گادامر صورت گرفت هنوز هم مساله اعتبار و عینیت مطرح بود و سر انجام ریکور در مدل ترکیبی خود دوباره آن را بهگونهای باز پرسید. تا آنجا که بتوان هرمنوتیک را چون روش در شمار روشهای کیفی بهشمار آورد، چنانکه گال، بورگ و گال (1398) اشاره میکنند همان راههای بررسی اعتبار پژوهشهای کیفی را میتوان برای هرمنوتیک نیز اعمال کرد و اینگونه نیست که بتوان بر بنیاد هرمنوتیک هر نتیجهای گرفت. ریکور بر این باور است که گرچه اعتبار در هرمنوتیک شبیه روشهای علوم طبیعی نیست اما میتوان گفت که تفسیری میتواند از تفسیر دیگر معتبرتر باشد.
نمونههای کاربرد هرمنوتیک در برنامه درسی
کاربرد هرمنوتیک در تربیت و برنامه درسی را میتوان در سرشاخه های رویکردهای هرمنوتیکی از همان آغاز دید. در دیلتای (به نقل از بدری و حسینی نسب 1386و بانکی و روته 1378) چون سرشاخه رویکرد روشگرا، در گادامر (1979) چون سرشاخه رویکرد فلسفی و در ریکور ( چنانکه از رینولدز 1989 در پژوهش بهکار گرفته است) و در هابرماس چون منتقد رویکرد گادامر (هولاچ 1378) دید. اما موج علاقه به پژوهشهای هرمنوتیکی در دنیای تعلیم و تربیت را میتوان از دهه 1970 و پس از آن دید (ادمان و کردمان 1994). دیوید جی اسمیت براین باور است که هرمنوتیک میتواند در خدمت برنامهریزی درسی، پژوهش و آموزش باشد و به برخی از پژوهشهای انجام شده در این زمینه که میتواند کمککار برنامهریزان درسی باشد اشاره میکند (اسمیت ،1388)
-ویلیام شوبرت[36] در سال 1983 پژوهشی تحت عنوان: تامل بر روی مفهوم برنامه درسی از راه تفسیر تجربههای تدریس-شاگردی در اقتصاد خانه انجام داده است. پژوهش دیگری را با همین موضوع را فرانسین اچ هالتگرن[37](1985) نیز انجام داده است.
-رینولدز(1989) در پژوهشی تحت عنوان خواندن تئوری برنامه درسی: توسعه یک هرمنوتیک نوین، بر این باور است که ظرفیت از دست رفتن صداهای دیگر در متون تئوریهای برنامه درسی وجود دارد. ازاینرو او در جستجوی صدا یا نوعی از خواندن است که بر این درک عمومی غلبه کند و مفهومی از خود یا شخص تدارک بییند که بتواند در این دنیا با صدای خودش عمل کند، او با تمرکز بر روی تقسیم محافظهکاری، بازنگری مفهومی و بازتولیدگرایی که بهوسیله پاینار انجام شده بود کار بر روی صدای جدیدش را آغاز کرد. کاری که رینولدز بر آن بود تا انجام دهد، از پدیدارشناسی هرمنوتیکی ریکور سرچشمه میگرفت.
– لانگ واند[38](2001) بیشتر بر آن باور است که نمیتواند از هرمنوتیک چون روش استفاده کرد، پژوهشی درباره حقوق کودکان با در نظر داشتن رویکرد هستیشناسانه گادامر انجام داده است.
– آلن گوزمان[39] ( 2005) در پژوهشی تحت عنوان هرمنوتیک رویکردهای یادگیرندهمحور و سرآغازهای آن در بخش تعلیم و تربیت پایه فلیپین، فرایند تشویق شدن کشورهای در حال توسعهای نظیر فلیپین در بهکارگیری رویکرد یادگیرندهمحور از خلال تحولات تربیت آن کشور را به شیوهای هرمنوتیکی بررسی میکند.
– والدمار و لویی، [40] (2005) در مقالهای تحت عنوان برنامه درسی چون متن: برخی اشارات هرمنوتیک ریکور برای تئوری برنامه درسی، مدعیاند که تلاش انسان در قرن 21 معطوف به معناست و ازاینرو کانون توجه آموزش و پروش باید بر مهارتهایی استوار باشد که دانشآموزان را به سوی کشف معنا کمک کند.
– سالتری،کراسنی و اومالی[41] (2007) در پژوهشی تحت عنوان هرمنوتیک، زیباییشناسی و جستجو برای توان پاسخگویی: امکان گفتگو برای بازسازی مفهومی فرایند تفسیری در مطالعات برنامه درسی، شش رویکرد سنتی به هرمنوتیک را مرور میکنند و تلاش میکنند برای درک هرمنوتیک و بهکارگیری آن در برنامه درسی گفتگویی را باب کنند.
منابع
_ اسمیت، دیوید، جی.( 1388 ).پژوهش هرمنوتیک و متن تربیتی.(ترجمه عباس منوچهری).در روش شناسی مطالعات برنامه درسی نوشته ادموند سی شورت ترجمه محمود مهر محمدی و همکاران. تهران: انتشارات سمت و پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
_ باقری، خسرو، سجادیه، نرگس و توسلی، طیبه. ( 1389).رویکردها و روش های پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت.تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
باقری، خسرو و یزدانی، عبدالوهاب (1381).الگویی برای پژوهش در ارزشیابی تحصیلی بر اساس دیدگاه هرمنوتیک .فصل نامه نوآوری های آموزشی دوره 1 شماره 1
_ بانکی، فرزین و روته کارل ( 1378) مقدمه ای بر روشهای پژوهش در تعلیم و تربیت.(ترحمه احمد علی حیدری و حسین میرلوحی).تهران: پژوهشکده تعلیم و تربیت.
_ بدری، رحیم. حسینی نسب ،داود (1386).هرمنوتیک به عنوان یک روش پژوهش تربیتی. فصلنامه حوزه و دانشگاه،بهار1386
چناری، مهین (1387). روش تدریس در هرمنوتیک فلسفی گادامر. فصنامه ی اندیشه های نوین تربیتی، دانشگاه الزهرا. شماره 1 و 2، بهار و تابستان
- دانهاور، برنارد و پلاور دیوید(1394). پل ریکور.دانشنامه فلسفه استنفورد.(ترجمه ابولفضل توکلی شاندیز) تهران: نشر ققنوس
رمبرگ، ب و گسدال،ک. (1393).هرمنوتیک. دانشنامه استنفورد(ترحمه مهدی محمدی).تهران: انتشارات ققنوس
- ساروخانی، باقر(1380)روش های تحقیق در علوم اجتماعی(جلد1)تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
- سجادی، سیدمهدی. رضانژادجولایی، نجمه(1387).دیدگاه هرمنوتیک هایدگرو تعلیم وتربیت. مجله روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران،سال38شماره1
- گال ، جویس.بورگ، والتر و گال مردیت دامین( 1398 ) روشهای تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی. گروه مترجمان.تهران: انتشارات سمت و دانشگاه شهید بهشتی
فورستر، مایکل ( 1395). شلایر ماخر. دانشنامه فلسفه استنفورد.( ترجمه مسعود حسینی).تهران:نشر ققنوس
هولاپ، رابرت (1375).یورگن هابرماس.نقد در حوزه عمومی.ترجمه حسین بشیریه.تعران: نشر نی
Betti, Emilio (1962). Hermeneutics as a General Methodology of the Sciences of the Spirit .Trans: Lars Vinx.Routledge Focus.2021
Dilthey, Wilhelm. (1989).Introduction to the human sciences. Trans: Rudolf A. Makkreel and frithjof Rodi. Princeton,New jersey:priceton University press
Gadamer.Hans-Georg. (1994).Truth and Method .Trans.Joel Weinsheimer and Donald G Marshal. New York: Continuum
Guzman De Allen B (2004). The Hermeneutics of Learner-Centered Approaches and Initiatives in the Philippine Basic Education Sector. Educational Research for Policy and Practice. 3: 223–241.
Habermas. Jurgen. (1979).A Review of Truth and Method. Trans. Fred R. Dallmayr and Thomas McCarthy.Ormiston and Schrift.
Heidegger,Martin.(1962).Being and Time.Trans.John Macqurrie and Edward Robinson.San Francisco:Harper
Hirch,Eric D.(1967).Validity in Interpretation. New Haven: Yale University Press.
Hultgren.Francine H. (1985). A Hermeneutic approach: Reflecting on the meaning of curriculum through a hermeneutic interpretation of student-teaching experiences in home economics.Journal of vocational home economics education. vol 3, No 1.
Kerdeman, D. (Spring 1998). Hermeneutics and Education: Understanding, Control, and Agency. Educational Theory48 (2), 241-266.
Langewand,Alfered.(2001).children’s rights and education :A hermeneutic Approach. In Mehods in philosophy of Education.by Ferieda heyting,Dieter lenza and John White.london:Routledge.
McDowell,John(1994).Mind and word.Cambridge,MA:Harvard university press.
Odman, P-J. And Kerdeman, D. (1994). Hermeneutics. In Torsten Husén and T. Neville Postlethwaite (eds.), International Encyclopedia of Education. Second Edition (pp. 2579-2586). New York: Elsevier Science Inc
Palmer,Richard E(1998).Hermeneutics. North western university press.
Palmer,Richard and Michelfelder Diane(1989).Dialogue and Deconstraction.New York: stat university of New York press.
Patrick Slattery, Karen A. Krasny & Michael Patrick O’Malley (2007). Hermeneutics, aesthetics, and the quest for answerability: a dialogic possibility for reconceptualizing the interpretive process in curriculum studies. Journal of Curriculum Studies Volume 39, Issue 5
Ranke, Leopold von (1973) The Theory and Practice of History. Edited by Georg G Iggers .Abingdon,Oxon: New York : Routledge,2011
Reynolds, William(1989). Reading Curriculum Theory: The Development of a New Hermeneutic. New York: Peter Lang
Ricoeur, Paul, (1974), The Conflict of Interpretations: Essays in Hermeneutics, ed. Don Ihde, trans. Willis Domingo et al. Evanston, Northwestern University Press
Ricoeur, Paul, (1981), Hermeneutics and the Human Sciences: Essays on Language, Action and Interpretation, ed. trans. John B. Thompson, Cambridge: Cambridge University Press
Ricoeur, Paul, (1984, 1985, 1988), Time and Narrative, 3 vols., trans. Kathleen Blamey and David Pellauer, Chicago: University of Chicago Press
Ricoeur, Paul, (1991), From Text to Action: Essays in Hermeneutics, trans. Kathleen Blamey and John B. Thompson, Evanston: Northwestern University Press
Rorty,Richard(1979).Philosophy and tht mirror of Nature.Princeton:princeton university press.
Vico,Giambattista(1984).The new science of Giambattistta vico.Trans: Tomas Goddard Bergin and Max Harold Fisch. Cornell university press.
Waldemar F Söhnge & Louis J van Niekerk(2005). Curriculum as Text: Some Implications of Ricoeur’s Hermeneutic Theory for Curriculum theory. Education as Change Volume 9, Issue 1,
William H. Schubert( 1983).Reflecting on the meaning of curriculum through a hermeneutic interpretation of student-teaching experiences in home economics. Phenomenology and pedagogy vo1 1 , no 1.
[1] Richard E Palmer
[2] Rothe,Ffriedrich
[3] Phlio of Alexandria
[4] Origenes
[5] Matias FlaciusIllyricus در کتاب هنر نقد
[6] Giambattista Vico
[7] Johann Martin Chladenius
[8]. Friedrich Schleier Macher
[9]. Wilhelm Dilthey
[10] Meier Georg Friedrich
[11] Ast Friedrich
[12] wolf Friedrich Aguust
[13] Droysen j
[14] Leopold Von Ranke
[15] Ferdinand de saussoure
[16] Humboldt
[17] Kristeva J
[18]. Martin Heidegger
[19] Being and Time
[20]. Hans George Gadamer
[21] Truth and Method
[22]Rorty R
[23] Philosophy and the mirror of nature
[24]. Phenomenology
[25] nonrepresentational
[26] McDowell,John
[27] Mind and world
[28] Betti,Emilio
[29] Lars vinx
[30] Hirsch,Eeic D
[31] Palmer and Michelfelder
[32] . Paul Ricoeur
[33] Odman
[34] Kerdeman Debirah
[35] Discourse
[36] Schubert. H.william
[37] Francine H. Hultgren
[38] A. Langewand
[39] Allan B. de Guzman
[40]Waldemar F Söhnge & Louis J van Niekerk
[41]Patrick Slattery, Karen A. Krasny & Michael Patrick O’Malley
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.